تبليغاتX
کاروانیان

رفته بودم کنگان  جابه جاپاکستانی دیدم گدایی می کردند سمج  کریه المنظر و مشمئزکننده

بعضیاشون مثل سوسمار یا تمساح می خزیدند صحنه دلخراشی بود ..با خودم گفتم اینهایی که پای رفتن ندارند و میخزند چطوری  ازمسافت ۴هزارمایلی گذشته اند و خودشون رو به اینجا رسونده اند..بی دست وپا چطوری میشه از مرز گذشت و گرفتار مامور و مرزبان نشد .. بنده خدایی گفت اینها را مخصوصا  به این شکل در میارن ..پول گدایی شان میره به جیب سردسته باند و  یه غذای بخورنمیری هم میدن به اینها..حامل امراض مسری هم هستند وبا و..

سرظهر بود که برگشتیم

 

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 19:42 | لینک  | 

درمسیر بزرگراه سیراف (چغادک به خورموج) دو دستگاه پژو۴۰۵ خاکستری دیدم که عقبشون بالا آورده بودند و با سرعت سرسام آوری به اصطلاح جاده را بلعیدند و رفتند.با تعجب به برادرم نگاه کردم  برادرم  گفت اینها قاچاقچی اند و شبها از دیر جنس بار میزنند و با نهایت سرعت  میرند به  کنارتخته  و حالا دارند برمی گردند صندلیهای عقب هم باز می کنند ...به خورموج رسیدم در شهر هم یه پژو پارس سفید دیدیم که همین وضعیت داشت
نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 19:57 | لینک  | 

دوستان سلام

 

درنظر دارم به امید خدا زمستان امسال به شهرها و خصوصا روستاهای دشتی سفری داشته باشم و در تدارک خودرو مناسبی هستم که توی راههای خاکی و کوهستانی مشکلی نداشته باشه..کوه مند و عکاسی از طبیعت مند بنظر خیلی مهییجه ..دوستان اگر تجربه ای از گردش وسفر به روستاها و دشتهای دشتی دارند دریغ نفرمایند و در قسمت نظرات راهنمایی کنند

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 20:41 | لینک  | 

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 23:28 | لینک  | 

عصر دیروز از جایی برمی گشتم با دو نفر از برادران افغان هم همسفر بودیم به وقت غروب و افطار  از راننده ماشین  پرسیدند که آب بهمراه دارد یانه  که راننده گفت  صندوق عقبه  و افغان بی خیالش شد ندو تا رسیدن به مقصد  منتظر موندند ازیکیش پرسیدم وضع کاروبارچیه  گفتش کاربنایی وساختمانی داریم وشب وروز کار می کنیم.با خودم خودم  بندگان خدا در غربت و آوارگی وبا کار سخت و طاقت فرسا زیر تیغ آفتاب  روزه دارند آنوقت کارمند وشرکتی  هم سراغ داریم (به وفور وزیاد) صبح از خونه تا اداره وشرکت با ماشین کولردار در اداره وشرکت هم زیر کولر دوتیکه وسه تکه تا ظهر وبرگشتش هم با ماشین کولردار گردنش تبر نمی زنه با وقاحت تمام سیگار   میکشه و .. 


سریالهای مناسبتی (رمضان امسال) پر است از خشنونت قتل چاقو کشی  تهدید توهین و..

بهمین علت  نگاه نمی کنم  و بیشتر سریال تکرار خانه به دوش  (آقا ماشا اله  همان خشایار ) می بینم  ساعت ۲۱از شبکه استانی بوشهر .

امشب (۲۷/۵/۹۰)شبکه ۳ همون سریال کذایی دزدی و..نمایش می دادبچه ها نگاه می کردند و منم نشسته بودم حواسم جمع کاری بود که شنیدم  طرف (پدر) به بچه اش میگه :جمشید کی بوده ((امیرحسین )) رو کشته ؟

جمشید هم میگه : سردسته شون ((یاور))ه و ((فریدون)) و ((روزبه ))  هم بوده اند و روزبه امیرحسین را کشته

واقعا تاسف آوره چرا باید چنین باشه

برای شخصیتهای قاتل ودزد ومعتاد از نامهای اصیل ایرانی استفاده بشه  که بی گناهی بنام ((امیرحسین )۹ را بکشند

واقعیات جامعه خلاف موضوع را نشان میده.

 

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 11:18 | لینک  | 

در برابر  فرودستان  برج زهر مار  .عبوسا قمطریرا

در مقابل فرادستان تا کمر خم ولبخندزنان و حاجی حاجی گویان قربون صدقه

روایات و احادیث و سفارشاتی که اسلام و مسلمانان در مذمت تملق وچاپلوسی و ریاکاری  دارند هیچ دین ومرام ومسلکی وقوم وملیتی ندارد . اما چرا خلافش عمل میکنند  سوالی است که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده. چرا اونها  که کافرند و چنین گهرهایی ندارند  کمتر مبتلایند یا اصلا مبتلا نیستند. 


مطلب ۲

دشتیها استعدادهای درخشانی دارند به درجات رفیع علمی هم  نائل شده اند در فنون و علوم مختلف  اما چرا پزشک ودکتر ومتخصص و استاد دشتی  در دشتی مقیم نیست و خدماتش برای دشتی نیست  ؟ علتی دارد آیا؟ ایراد از کجاست؟

 

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 17:34 | لینک  | 

 یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا (صائب)

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی دشتی در ساعت 20:13 | لینک  |